موهای قشنگ دخترم
مامان جون دیروزچهارشنبه مورخ ٣/٦/٩٢تصمیصم گرفتم براب اولین بارتوروببرم آرایشگاه وموهاتو کوتاه کنم خیلی موهات بلندوقشنگ بودحیفم میومدکوتاه کنم بابا هم اصلاقبول نمیکرد ولی عزیزم ازبس موهاتو باکش میبستم دلم برات میسوخت میترسیدم سرت دردبیاد به همین دلیل باباراراضی کردم وبردمت آرایشگاه اولش ساکت نشستی ولی آخراش بود که شروع کردی دست وپازدن من مجبورشدم سرت رانگه دارم یک زنه ای هم که توی آرایشگاه بوددستاتو نگه داشت ولی بازحریفت نمیشدیم ولی بلاخره تونستیم موهاتو کوتاه کنیم وای عزیزم کلا قیافت تغییرکرد خوشکل بودی خوشکلتر شدی موهاتو مدل گرد زدم خیلی بهت می اومدوقتی اومدیم خونه بابات تورودید میگفت خیلی خوشکل شده ولی حیف بود موهای دخترم گفتم عزیزم غصه موهای مریم رانخوردوسه ماه دیگه بلند میشه مامان جون دیشب مهمون داشتم وقت نکردم برات عکس بگیرم امروز ازموهای قشنگت عکس میندازم ومیزارم تووبلایگت گلم ......
گلم دخترم تمام زندگی من توهستی.....................




موهای قشنگ دخترم
