مریممریم، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 9 روز سن داره
متینمتین، تا این لحظه: 2799 سال و 7 ماه و 14 روز سن داره

لحظات رویایی مرمر ومامانش

یه خانواده خوشبخت و شاد بهشت زودتر از موعد است

فداش بشم من

سلام عزیزکم دخترکم الان سرکارم زنگ زدم خونه داشتی گریه میکردی بهونه ام رامیگرفتی میگفتی مامان رامیخوام مامان الهی فدات بشه که هرروزصبح باید8ساعت ازت دورباشه البته ساعتی یه بارزنگ میزنم باهات صحبت میکنم گلم خیلی سخته  خیلی سخته حتی یک ساعت دوری ازت ولی چاره ای نیست گلم انشاله بزرگتربشی مدلیل تنها گذاشتنت رادرک کنی وبرای مامان گریه نکنی گلم دیروز رفتم خیابون باهم رفتیم مغازه ی دنیای کودک تا رفتیم یک لباس مجلسی قشنگ چشمم راگرفت تا به خانمه گفتم ببخشید این چنده تو بهش گیر دادی که میخوام بعدش بردمت پرو کردی وای چی شدی مامان ماه شده بودی دلم نیومد پسش بدم همونجا57تومان کارت کشیدم وبرات خریدم اومدی خونه با چه ذوقی نشون بابا دادی بابا کل...
30 مرداد 1393

گل زندگی من

عزیزکم چند وقته نیومدم چیزی بنویسم چون خیلی سرم شلوغ بوده مهمونهایی که ازجنوب اومدن کلا وقتمو پرکردند همونجوری که توهم میدونی تا ازسرکاربیام باید باخانم خوشکله بازی کنم یا این روزها یادگرفتی که بادوچرخه بریم بیرون کلی وقتمو میگیری بعدش هم باید بیام کارخونه فکر نهارروزبعد رسیدن به بابایی واقعا دیگه حتی 5دقیقه وقت خالی برای سرزدن به وبلایگت رابرام نمیزاره انشاله تو که بزرگتر ومستقل شدی وقتم آزادترمیشه وبیشتر میام برات مینویسم گل زندگی من  راستش بابات هم این روزها کارش رااضافه کردند یعنی بعدازظهرها هم خونه نیست وقتی هم میاداونقدرخسته است که نمیتونه توروببره پارک مجبورم من تورو ببرم پارک وتفریح و.... ولی عوضش بابات زحمت میکشه...
28 مرداد 1393

گلم تولدت مبارک

عزیزکم دخترکم تولدت مبارک انشاله تولد صدسالگیت گلم چون امسال تولدت مصادف با شب شهادت حضرت علی شد نتونستیم برات تولد بگیریم بابا میخواست برات کیک بگیره ولی من بهش گفتم محاله مریم کیک رو ببینه شروع نکنه رقصیدن بزاریم شب جمعه که شهادت تموم شده هم تو راحت باشی گلم برای کادو هم با بابایی به توافق رسیدیم دوچرخه بخریم رفتیم دیدیم ولی رنگ صورتی نداشت حالا قراره امروز بریم برات بخریم  مبارکت باشه گلم
29 تير 1393