مریممریم، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 12 روز سن داره
متینمتین، تا این لحظه: 2799 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره

لحظات رویایی مرمر ومامانش

یه خانواده خوشبخت و شاد بهشت زودتر از موعد است

عشق طالب حضوراست وپرواز

اگر پرنده را به قفس بیندازی،   مثل این است که پرنده را قاب گرفته باشی!   و پرنده ی قاب گرفته، فقط تصور باطلی از پرنده است...   منت آب و دانه بر سر او مگذار و امنیت و رفاه را به رخ او نکش...   عشق، طالب حضور است و پرواز،   نه امنیت و قاب ...   "نادر ابراهیمی ...
25 شهريور 1393

سلام گل مامان

عزیزم امروز آخرین روزسرکارم یعنی تا پنج شنبه مرخصی ام استرس داشتم هیچ کاری برای فردا نکردم باباهم میگفت 6صبح حرکتیم اما الان ازفرودگاه زنگ زدن که پروازمون ساعت 2شده کلی خوشحال شدم چون حداقل میرسم کارامو بکنم لباساتو جمع کنم ماشاله توهم تو کثیف کردن لباس بیست بیستی باید کل لباساتو ببرم لباسای بابایی رو اتو کنم تازه شب هم تولد احسانه تولد پسرخاله هم باید بریم وای نمیدونم امروز به کدوم کارام برسم ساعت 3هم که میام خونه  میدونم خیلی خسته ام چون امروزانتخاب واحد داشتیم سرم خیلی شلوغ بود عزیز دل مامان انشاله دومین سفر مشهد بهت خوش بگذره برای مامان وبابا دعا کنی خدا سلامتی بهشون بده تا هدیه خدا به خوبی مراقبت کنند.انشاله شنبه میام خاطره وعکس ها...
15 شهريور 1393

تقدیم به مریمم

مریم یعنی    لطافت نرم ترانه   مریم یعنی   صداقت وشکوه عاشقانه   مریم  یعنی  نذرونیازوخواهش     مریم یعنی   بذردعاونیایش   مریم یعنی   برابری عدالت   مریم یعنی   قادربودن شهامت   مریم یعنی    سنگ صبور   مریم یعنی   یه دنیا اوج وغرور   دنیاهیچ وقت یه جورنمیمونه   ولی دل مریم همیشه جوونه   مریم میگیره قلبهارانشونه   مریم یعنی اسطوره پاکی  ...
4 شهريور 1393

فداش بشم من

سلام عزیزکم دخترکم الان سرکارم زنگ زدم خونه داشتی گریه میکردی بهونه ام رامیگرفتی میگفتی مامان رامیخوام مامان الهی فدات بشه که هرروزصبح باید8ساعت ازت دورباشه البته ساعتی یه بارزنگ میزنم باهات صحبت میکنم گلم خیلی سخته  خیلی سخته حتی یک ساعت دوری ازت ولی چاره ای نیست گلم انشاله بزرگتربشی مدلیل تنها گذاشتنت رادرک کنی وبرای مامان گریه نکنی گلم دیروز رفتم خیابون باهم رفتیم مغازه ی دنیای کودک تا رفتیم یک لباس مجلسی قشنگ چشمم راگرفت تا به خانمه گفتم ببخشید این چنده تو بهش گیر دادی که میخوام بعدش بردمت پرو کردی وای چی شدی مامان ماه شده بودی دلم نیومد پسش بدم همونجا57تومان کارت کشیدم وبرات خریدم اومدی خونه با چه ذوقی نشون بابا دادی بابا کل...
30 مرداد 1393

گل زندگی من

عزیزکم چند وقته نیومدم چیزی بنویسم چون خیلی سرم شلوغ بوده مهمونهایی که ازجنوب اومدن کلا وقتمو پرکردند همونجوری که توهم میدونی تا ازسرکاربیام باید باخانم خوشکله بازی کنم یا این روزها یادگرفتی که بادوچرخه بریم بیرون کلی وقتمو میگیری بعدش هم باید بیام کارخونه فکر نهارروزبعد رسیدن به بابایی واقعا دیگه حتی 5دقیقه وقت خالی برای سرزدن به وبلایگت رابرام نمیزاره انشاله تو که بزرگتر ومستقل شدی وقتم آزادترمیشه وبیشتر میام برات مینویسم گل زندگی من  راستش بابات هم این روزها کارش رااضافه کردند یعنی بعدازظهرها هم خونه نیست وقتی هم میاداونقدرخسته است که نمیتونه توروببره پارک مجبورم من تورو ببرم پارک وتفریح و.... ولی عوضش بابات زحمت میکشه...
28 مرداد 1393

گلم تولدت مبارک

عزیزکم دخترکم تولدت مبارک انشاله تولد صدسالگیت گلم چون امسال تولدت مصادف با شب شهادت حضرت علی شد نتونستیم برات تولد بگیریم بابا میخواست برات کیک بگیره ولی من بهش گفتم محاله مریم کیک رو ببینه شروع نکنه رقصیدن بزاریم شب جمعه که شهادت تموم شده هم تو راحت باشی گلم برای کادو هم با بابایی به توافق رسیدیم دوچرخه بخریم رفتیم دیدیم ولی رنگ صورتی نداشت حالا قراره امروز بریم برات بخریم  مبارکت باشه گلم
29 تير 1393